گل کلم میخورم و کاش نبودم

گل کلم میخورم و کاش نبودم

گل کلم میخورم و به این فکر میکنم که چقدر دیر به دنیا آمدم…

شاید باید 80 سال پیش توی آرژانتین به دنیا می‌آمدم و ملتی را از بند ظلم آزاد میکردم و بعد توی بولیوی کشته می‌شدم؛ شاید باید 131 سال پیش توی همین ایران خودمان به دنیا می‌آمدم و نفت شما مردم را ملی میکردم و بعد در اوج غم و غصه توی 84 سالگی سرطان جانم را میگرفت؛

شاید هم نه! من باید اختراع می‌شدم. این بهتر است، من باید با فرمول C13H18O2 اختراع میشدم و دردهای تو را تسکین میدادم، من باید ایبوپروفن میشدم، البته دو تا اکسیژنم مال تو! من به این‌ها نیازی ندارم، میخواهم چکار! مال تو، تو خوب نفس بکش، تو خوب بخند، تو شاد باش، همین برای من کافیست، من اگر بخواهم با فرمول C13H18 و دو تا نبود برای تو هم میتوانم تسکین دهم، من درد تو را خوب میدانم . . .

گاهی فکر میکنم شاید زود به دنیا آمدم من باید صبر میکردم دقیقا لحظه قیامت به دنیا می‌آمدم که حتی مجال فکر کردن به تو را هم نداشته باشم، هر چند میدانم همان لحظه هم دست از خاطرت بر نمی‌داشتم…

انگاری منو تو مال همین حالا هستیم، انگاری من و تو به موقع هستیم مال خود ِ خود ِ خود همین حالا نه یک ساعت کمتر و نه بیشتر، فقط بدی داستان این است که باز هم من مدام فکر میکنم مال هیچ زمانی نبودم و نیستم و نمی‌شد باشم، نه انگاری من در تقویم زیادی بودم!

 

 

 

لینک کوتاه: http://wp.me/p46EGr-53
Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s