دیوانه اگر میدانستی که من چقدر دوستت دارم

دیوانه اگر میدانستی که من چقدر دوستت دارم

عشق میکنم با زندگی وقتی جلوی من مینشینی و با هیجان از اتفاقات روزت برای من تعریف میکنی، اتفاقاتی که برای من خیلی احمقانه و تکراری و پر از روزمرگی‌ست…

عشق میکنم وقتی میبینم میخندی و حرف میزنی، چشمانت برق میزند و وقتی تکان‌های سرم را به نشانه تایید حرف‌هایت میبینی بال در میاوری و میپری بغلم؛ عشق میکنم وقتی حرف میزنی…

هوا که سرد می‌شود از بس سر به هوایی مدام سرمامیخوری و وقتی سرمامیخوری دلم می‌گیرد، چون بی‌حوصله می‌شوی، حرف نمیزنی، روی کاناپه کز میکنی و تلویزیون خاموش را تماشا میکنی «راستی! قرصت را خوریدی؟ سرفه میکنی شربت اکسپکتورانت میخواهی؟» با «اوهوم» که جوابم را میدهی به خودم امیدوار میشوم، میپرم و شربت و قاشق و کمی آب میاورم  کنارت مینشینم و میخواهم درآغوش بگیرمت که هلم میدهی: «دیوونه تو هم سرمامیخوری، برو اونطرف‌تر…» همین «دیوونه» گفتن کافی بود که تا یک هفته‌ی مرا زیبا کنی . . .

«برایت سوپ درست کردم، میل داری الآن بخوری؟»

حالت که خوب می‌شود به دنیا میایم، تو عادت داری انگاری که یکهو حالت خوب می‌شود، صبج بیدار می‌شوم و میبینم دوباره آویزان کمد شدی تا فلان لباس را پیدا کنی! دستم را میگیری و میکشی حالا نویت من است: «دیوونه دستم کند . . . !» همین «دیوونه» گفتنم کافی بود تا بخندی و دوباره بخندیم…

دیوانه اگر میدانستی که من چقدر دوستت دارم…

 

 

 

لینک کوتاه: http://wp.me/p46EGr-58
Advertisements

3 thoughts on “دیوانه اگر میدانستی که من چقدر دوستت دارم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s