بر درخت تر کسی تبر نمیزند

40END

می‌خواستم برایت از خوشی‌ها تعریف کنم، دیدم دلم گرفته، دل گرفته خوشی می‌خواهد چکار، دل گرفته تو را می‌خواهد.

می‌خواستم بنویسم و برایت تعریف کنم که امروز اینجا باران آمد و هوا زیبا شد و گنجشک‌ها زیر بوته‌ی گل رز پنهان شده بودند و سر و صدا می‌کردند و من هم زیر باران تماشایشان می‌کردم، دیدم نه این باران اصلا زیبا نیست، یعنی اصلا انصاف نبود باران ببارد و تو نباشی؟ بی تو تمام قطره‌ها را جا خالی می‌دادم . . .

دیدم دلم گرفته خواستم به تو فکر کنم، دلم بیشتر گرفت، خواستم به تو فکر نکنم و فراموشت کنم، نشد!

این روزها از دست آدم‌ها خیلی راحت رنجیده خاطر می‌شوم، ازطرفی یک جور که نگاه می‌کنم می‌بینم » نه سایه دارم و نه بر بیافکنندم و سزاست / وگرنه بر درخت تر کسی تبر نمیزند » یا » شیشه نزدیک‌تر از سنگ ندارد خویشی / هر شکستی که به ما می‌رسد از خویشتن است » و یا هر ضرب‌المثل و شعر و جمله یا هر کوفتی که مرا اینگونه توصیف کند، من دیگر خودم را دوست ندارم . . .

امروز باران هوا را تمیزتر از هر زمان دیگری کرد، راحت میشد نفس کشید، ولی » هر چند هوا برای تنفس لازم است اما کافی نیست، تو هم باید باشی» .

 

 

 

لینک کوتاه: http://wp.me/p46EGr-5Q
Advertisements

One thought on “بر درخت تر کسی تبر نمیزند

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s