من تو و نور را دوست دارم

46END

 

همیشه باید یه جا گاف میدادم، همیشه باید میبخشیدی و شرمنده میشدم،
تو چرا اینقدر با من خوبی؟
روزهای ابری رو دوست ندارم چون تاریکی همه جا قدرتش رو به رخ آدم میکشه، من عاشق نور بودم و تو
تو از نور هم بهتری، حاضرم هر روز ابری باشه ولی تو کنارم باشی، وقتی تو باشی چه ترسی از تاریکی میتونم داشته باشم؟
یه امروز خوشحال بودم از اینکه مهربون از خواب بیدار میشی، حداقل نگاهت اولت که اینو میگفت؛ اما انگار غافل گیر شدم! چقدر از نامهربونی‌هات بدم میاد!
ولی من آدم بی‌خیالی نیستم، کلافت نمیکنم ولی با تمام وجود سعی میکنم شاد باشی…
میدونی آدم‌ها کجا از هم دور میشند؟ اونجایی که فکر میکنند حق با اونهاست! من هیچ وقت دوست ندارم از تو دور بشم! پس همیشه حق با تو‌ست…
سر میز صبحانه اینقدر چایی شیرینت رو هم میزنی که واقعا با تمام وجود درک میکنم که چقدر کلافه‌ای، اینجور وقتا از ترس اینکه مزاحمت باشم سرمو میندازم پایین و هیچکاری نمیکنم! نه صبحانه رو تموم میکنم که دلیلی برای سر میز نشستنم نباشه و نه چیزی بهت میگم که تمرکزت بهم بریزه، ولی با تمام وجود حست میکنم
میدونی چرا اینقدر دوست دارم؟
چون وقتی میفهمی نگرانتم قاشق رو از استکان درمیاری چندبار میزنی لب استکان و میزاریش کنار، میخندی و میگی تو مربا نمیخوری؟ اشکی که بابت ناراحتی تو توی چشمم جمع شده بود همون موقع میچکه ولی با خنده میگم چرا که نه! من عاشق تو هستم و مربا و نور!
و تو چقدر از همه زیباتری . . .

 

 

 

لینک کوتاه: http://wp.me/p46EGr-6M
Advertisements

One thought on “من تو و نور را دوست دارم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s