خودم گم شده

2c36bc5ca585ae2ab0a1563df5ebb971

 

جایی برسی که بفهمی باید شروع کنی به گشتن

راه بیوفتی همه جا در به در پی خودت بگردی، به هر کجا که فکر کنی سرک بکشی و دنبال ردی از خودت باشی

جایی برسی که خسته و کلافه، از مردمِ توی پیاده‌روها میپرسی: «ببخشید آقا؛ ببخشید خانم! شما مرا ندیدید؟ هر چه میگردم نیستم! اگر نشانی از من دارید لطفا کمکم کنید.»

حالا کم کم میفهمی همه دارند دیوانه می‌شوند! ولی تو سعی کن عاقل بمانی، یک لحظه شک کنی نبود خودت هم یادت میرود و میشوی مثل بقیه دیوانه‌های توی شهر که بی‌خیال خودشان شدند

آدم که بی‌خیال خودش باشد بی‌خیال بقیه هم میشود، آدم بی‌خیال آدم نیست، شپش است! فقط «به من چه» توی دهانش می‌چرخد.

جایی برسی که بفهمی جای خودت خالی‌ست، عکس و اعلامیه چاپ کنی که آهای مژدگانی به کسی که مرا پیدا کند یا خبری از من بدهد

اما چه ساده انگارانه . . .

گاهی فکر میکنم من سیاهی چشمان تو هستم، گاهی فکر میکنم تو سرخی قلب من هستی که توی سینه‌ام پنهان شدی

من گوش‌های تو هستم، من زبان تو هستم، من چشمان تو هستم و تو قلب منی . . .

گاهی فکر میکنم خودم را پیدا کردم، تو را هم پیدا کردم

 

 

 

لینک کوتاه: http://wp.me/p46EGr-aP
Advertisements

One thought on “خودم گم شده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s